ثمره ی عشق ما امیررضاثمره ی عشق ما امیررضا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره
مامان عاطفهمامان عاطفه، تا این لحظه: 37 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | وبلاگ امیر رضا رحیم زاده| نی نی ناز

خدایا همیشه پشت و پناه فرزندم باش

1391/12/27 22:15
6,714 بازدید
اشتراک گذاری

خدایا کمکم کن...............امروز بدترین روز زندگیم بود........

پسرم انشالله هیچ مشکلی برات پیش نیاد وگرنه من میمیرم.

الهی من بمیرم اگه کمی حتی ذره ای تورو اذیت کرده باشمچشام داره کوور میشه مامانی،بس که گریه کردم.

حالم خرابه خرااااااااااااب.

پسرم من همیشه نگرونتم و الانم منتظر تکونهاتم تکونهای قوی و محکمت،اگه مامانو دوس داری،که میدونم داری تکون بخور وگرنه دلم میترکه.

دیگه به خودم و خدای خودم قول میدم بیشتر ازین مراقبت باشم.

فقط منو ببخش.

ساعت2آرایشگاه وقت گرفته بودم و اونجا با چندتا از دوستام در مورد ترکهای بارد اری و ...صحبت میکردیم،خدا خواست تا بحث به اینجا کشیده بشه .

دوستم گفت چی میزنی به بدنت ؟منم گفتم قبلا روغن زیتون میزدم به شکمم، ولی الان روغن بادوم میزنم چون شنیدم تاثیرش بیشتره،دوستم که دوتا پسرداره گفت نه روغن بادوم نزن خیلی خطرناکه،خلاصه ی مطلب اینه که میگفت یه حاملگی داشته  و نمیخواسته نی نی شو نگه داره پیش یه دکتر خونگی فته و اون بهش گفته هر شب به شکمت روغن بادوم بزن و واقعا هم بعد یه مدت جنینش سقط شده،،حالم خیلی بده من یه هفته ست که روغن بادوم میزنم.

نمیخواستم این پست رو اینطوری بنویسم ،نمیخواستم علت ناراحتیمو بگم،فقط و فقط تنها دلیلم برا نوشتم این پست این بود که هر کسی خوند حواسش باشه و هرچیزی رو در بارداری به شکمش نزنه.

بس که گریه کردم چشام دیگه باز نمیشه،

میدونم که غصه خوردن و جوش زدن توبارداری اصلا خوب نیس ولی چه کنم دست خودم نیس که!

بابایی هم خیلی خیلی هول شده بود ولی مدام منو دلداری میداد و میگفت هیچی نیس،پسر ما جاش محکم شده،اون برای جنینهایی تاثیر داره که در سه ماهه اول هستن و چون میدید حالم خیلی خرابه گفت خوب بیا بریم دکتر،ولی من اصلا وجودم مثل یه جنازه بود و نمیتونستم تکون بخورم.

پسرِ گلم منو ببخش حتی اگه یه ذره با مالیدن روغن بادوم اذیت شدی،

پسرم خیلی خیلی دوست دارم.

تازه فهمیدم چه عشقی نسبت به تو دارم،باور میکنی از آرایشگاه که اومدم مثه جنازه ها افتاده بودم رو تخت و زار زار گریه میکردم،حتی نفس کشیدن برام سخت شده بود و احساس خفگی داشتم،به لالایی های من خیلی علاقه داری،میخواستم برات لالایی بخونم ولی بغض امونم نمیداد.

تو هم که همیشه ساعات مختلفی تکون میخوری و برای خودت شیطنت میکنی ولی امروز اصلا صبح که بیدار شدم تکون نخوردی،وقتی گرسنم میشه خیلی خیلی تکون میخوری ،ولی بازم تکون نخوردی، و وقتی هم که آرایشگاه رفتم هم که..........

البته نیم ساعت پیش بابایی دستشو گذاشت رو دلم و آیت الکرسی رو خوند و شما محکم تکون خوردی و منم ......

این دوران خیلی سخته،خیلی،خدایا میخوام بگیرمش تو آغوشم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (12)

زیتب مامان فرشته آسمونی امیرعباس
27 اسفند 91 23:31
سلام عزیز دلم .. دل نگرانی به خودت راه نده عزیز دلم شما 5 ماه داری الان دیگه خطر سقط نداری عزیز دلم ... نترس استرس بدتر از هرچیزی هست عزیز دلم .... انشالله این 4 ماه هم به خیری پشت سر میذاری و این قند عسل و صحیح و سالم بغل میگیری
معصومه
28 اسفند 91 11:02
خدا یا زمان در گذر است و مخلوقات در تغییر و سال جدید در شرف حلول و به ناچار 
تغییر تغییر تغییر پس برایت ارزومندم که زندگیت به بهترینها تغییر کند. . . . عید پیشاپیش مبارک عجیجممممم
معصومه
28 اسفند 91 11:21
راسی عزیزم نگران نباش و خودتو اذیت نکن..چیزیش نمیشه ان شاالله..
بهاره جون
28 اسفند 91 12:33
وووووووووووووووواااااااااااااااااااااییییییییییییییی بمیرم الهی.ایشالاه هیچکارش نمیشه عزیزم خودتو ناراحت نکن.گریه هم نمیکنیا خیلی مراقب خودتو نی نی باش نفسم واست دعا میکنم نفسم
ت ک ز ش
28 اسفند 91 14:33
سلام ،امیر رضا جون بیشتر از اون چیزایی که فکر کنی قوی تره ، نگران نباش.


سلام مرسی داداشی.خدا رو شکر ولی من خیلی اذیتش کردم
سیاوش
28 اسفند 91 17:04
بعضی روزها که غمگینی دلم می خواد همه ی شادیهام رو بهت هدیه بدم فقط به خاطرِ دیدنِ یکی از اون لبخندهای قشنگت ...
علیرضا آیت اللهی
28 اسفند 91 20:07
عیدشما مبارک
بهاره جون
29 اسفند 91 13:50
سلام نفسم خوبی گلم؟ سال نو شما هم مبارک.ایشالله سال خوبی داشته باشی عزیزم ازین به بعد اثن نباید نالاحت بشیا چون عاقاهی منم نالاحت میشه مراقب همدیگه باشین بوووووووووووووووس
فاطمه مامان زهرا
30 اسفند 91 12:09
يعني عمرا سقطش ربطي به روغن بادوم داشته باشه ها! اين طب سنتي رو بي خيال شو آبجي ! فقط حواست به تكوناي گل پسري باشه يه روزهايي اين فسقليا كم تكون مي خورن يه روزهايي زياد ولي تو يه ساعت بايد شش تا تكون بخورن . من كه از سر تكوناي زهرا رواني شدم يعني هيچ چيز حاملگي منو درمونده نكرد جز اين مسئله تكون و استرسهاش. ايشالا سال خوبي داشته باشين شب عيدي هم أعصاب خودت و اون بچه رو خرد نكن!
مامان آبتین
2 فروردین 92 22:00
سلام مامانی
عیدتون مبارک
عزیزم نگران نباش منظورم روغن بادامه ولی بدون تجویز پزشک هیچ چیزی استفاده نکن
شادباشید


سلام .حتما دیگه اینکارو نمیکنم،واقعا خدا بهم رحم کرد
سیب سرخ کوچولو
2 فروردین 92 22:56
مردم و زنده شدم تا این پست تمومید.خیلی نگرانم کردی خوالهی فدای امیر رضا بشم من.عشق خالهنگران نباش اصلا عزیزم.کلا جنین یه وقتایی گاهی 4 -5روز ممکنه اصلا تکون نخوره و جای هیچ نگرانی هم نیست عزیزم.اینقدر زود نگران نشو.خیلییییییییی خطرناکه استرس بخدا.عشق کوچولوی نازمون انشاالله به سلامتی دنیا میاد.


مرسی گلم باور میکنی خودم این پست رو نمیخونم،چون واقعا حالم خراب میشه.خدا گل پسرتو برات نگه داره
مامان زهرا
20 فروردین 92 5:03
وای خدایا چه استرسی